السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
320
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ماهيت يعنى حد . و تجرد او از ماهيت به معناى بىحدى و سلبِ سلب است . و به عبارت ديگر سلبِ حد ، سلب محدوديت است ، كه به ايجاب و واجديت مطلق ، منتهى مىگردد . وقتى مىگوييم واجب تعالى جسم ندارد مفادش آن است كه او محدوديتهاى جسم را ندارد زيرا جسم اقتضاى محدوديت و تقيد به زمان و مكان خاص را مىنمايد وقتى چيزى جسم نداشت به زمان و مكان هم محدود نخواهد بود همان گونه كه از نقصهاى ديگرى كه مربوط به جسم هست مبرا خواهد بود . ضرورت ازَلى و ذاتى متن وقد تبيّن أيضاً : أنّ ضرورة الوجود للواجب . . . من دون أن يكون الذات علّةً لنفسه . ترجمه و نيز روشن مىگردد كه ضرورت وجود براى واجب بالذات ، ضرورت ازلى است ، نه ذاتى و نه وصفى ؛ زيرا از جمله ضرورات ، ضرورت ازلى است كه عبارت است از ضرورت ثبوت محمول براى موضوع به ذات خود و بدون هيچ قيد و شرطى ، مانند « واجب موجود است بالضروره » . يكى از ضرورات ، ضرورت ذاتى است . و آن ضرورت ثبوت محمول است براى ذات موضوع ، همراه با وجود نه به شرط وجود ؛ خواه كه ذات موضوع علت محمول باشد ، مانند جملهء « هرمثلثى بالضروره زواياى سه گانهاش مساوى دو زاويهء قائمه است » . در اينجا ماهيت مثلث ، علت مساوات است ، زمانى كه موجود باشد . يا اينكه ذات موضوع علت ثبوت محمول نباشد ، مانند « هر انسانى انسان است بالضروره » يا « هر انسانى حيوان يا ناطق است بالضروره » زيرا ثبوت يك چيز براى خودش ، به معناى عدم انفكاك در حال وجود ، ضرورى است ، بدون آنكه ذات ، علتِ خودش باشد . شرح ضرورت ازلى عبارت است از ثبوت محمول براى موضوع بدون هيج قيد و شرط . در ضرورت ذاتى ثبوت محمول براى موضوع بدين معناست كه ذات هيچ